نسیم، جواد محرمی: نگاه انسانی و بی‌طرفانه به سوژه در مستند ۳۳ سال سکوت / “مستند ۳۳ سال سکوت” نگاهی انسانی و به دور از ملاحظات رایج امنیتی به مقطعی حساس از زندگی یک جانباز دارد، مسئله‌ای که پیش از سه دهه پیش به واسطه برخی نگاه‌های رایج، فضا و مجال طرح مناسب نیافت.

نسیم، جواد محرمی: نگاه انسانی و بی‌طرفانه به سوژه در مستند ۳۳ سال سکوت / “مستند ۳۳ سال سکوت” نگاهی انسانی و به دور از ملاحظات رایج امنیتی به مقطعی حساس از زندگی یک جانباز دارد، مسئله‌ای که پیش از سه دهه پیش به واسطه برخی نگاه‌های رایج، فضا و مجال طرح مناسب نیافت.

.

Pic 2

.

 

حکایت ابوالفضل دوزنده برای مخاطب ایرانی قدری آشناست چرا که تا حدودی پیش از این و به واسطه آن مردی که به قول سید مرتضی آوینی بر قله آتشفشان خانه ساخته او را درک کرده است. امثال دوزنده ها اگر طی سی و سه سال اخیر سکوت کرده اند اما افرادی بوده اند که از همان روزهای اول ماجرای او را دنبال و به رغم دشواریها در حد وسع روایت کرده اند.

دردناکتر از داستان ابوالفضل دوزنده را پیش از این از طریق روایت عباس در فیلم آژانس شیشه ای دیده ایم. رزمنده ای که در مقطعی حساس از روستای دور افتاده ای از این سرزمین احساس تکلیف کرده و به جبهه رفته و پس از جنگ به همان روستایش بازگشته اما همراه با یادگارهای گاز خردل بر جانش و یکی مثل حاج کاظم پیدا شده تا به جای مسئولان! پی گیر حال و کارش باشد و عاقبت هم مظلومانه پیش از رسیدن به نوشداروی مسئولان پرواز را بر قرار ترجیح داده و شربت شهادت نوشیده است.

اما ابوالفضل دوزنده همان عباس آژانس شیشه ای است با این تفاوت که با یک انتخاب سخت و پناهندگی سیاسی مانع از آن شده که به طرزی مظلومانه و با سوء تدبیر خودیها به سرنوشت عباس دچار شود.

سراسر لحظات تماشای فیلم ۳۳ سال سکوت ناخودآگاه ابراهیم سینمای ایران را جلوی چشمان مخاطب می آورد. او که او با لنز دوربینش بیش از دو دهه و پیش از همه سکوت مظلومانه طیفی از ایثارگران را به قدر وسعش به شکلی دراماتیک بازتاب داد و راوی ماجرای تلخ کرخه تا راین این عزیزان شد.

حالا پس از آنهمه سال مستند ۳۳ سال سکوت ما را با ابعاد دیگر این مظلومیت آشنا می کند آنگاه که دوزنده عکسی دسته جمعی از جانبازان جنگی نشان می دهد و می گوید می دانی اینجا کجاست و توضیح می دهد که اینجا کامیونی است که ما را برای طی کردن مسیر ۵۰۰ کیلومتری کلن تا هانوفر مثل گوسفند (نقل به مضمون) پشت آن سوار کردند و با ددیدن این بخش از مستند مخاطب به خود می گوید حاتمی کیا خیلی طاقت داشته و خویشتنداری از خود نشان داده که در آن مقطع فقط به طرح مسئله به شکلی خفیف اما هنرمندانه پرداخته گرچه همین طرح مسئله مدتی گریبان از کرخه تا راین او را گرفت که در حالتی توقیف وار به سر برد تا سید مرتضی آوینی سینه سپر کند و فیلم را از محاق سیاست بازی و کج فهمی های رایج نجات دهد.

  حاتمی کیا جایی نقل می کند که «سر فیلم کرخه تا راین از طرف جانبازها پانصد صفحه نامه گذاشتند جلوی آقای خامنه ای که این فیلم آبروی ما رو برده». در مقطعی دیگر معاون وقت سیما که بعدها به جرگه اصلاح طلبان دو آتشه مدعی آزاد اندیشی پیوست نیز گفته بود: «در پخش تلویزیونی از کرخه تا راین اصلاحاتی صورت گرفته و زهر کار گرفته شده است وشخصیت نسبتا منفی آن به نام نوذر تقریبا به طور کلی حذف شده است» که اشاره به موارد بالا به درک سختی انعکاس واقعیتهای تلخ از دریچه دوربین یک فیلمساز در آن مقطع زمانی آنهم تنها با گذشت دو؛ سه سال از جنگ قدری کمک می کند.

دوزنده در ابتدای مستند ۳۳ سال سکوت تاکید می کند که هیچ ترسی از هیچ مقام و قوه ای ندارد و فقط تنها مسئله ای که برایش اهمیت دارد نظامی است که به عقیده او نباید تضعیف شود و در ادامه فیلم وقتی ارادت به امام خمینی «ره» و اشراف او بر گفتمان معمار کبیر انقلاب اسلامی برجسته می شود معنای این جملات او را بهتر درک می کنیم که می گوید: «دلم نمی خواهد به نظامم آسیبی وارد شود» و البته در جریان فیلم بهتر درک می کنیم که او چه چیزی را مانع آسیب به نظامی می داند که برایش خون داده است.

ابوالفضل دوزنده در قلب اروپا به عنوان یک ایرانی که در مقطعی با قرار گرفتن بر دوراهی؛ پناهندگی سیاسی را انتخاب کرده از ریشه های محکم انقلاب اسلامی سخن می گوید و البته صراحت لهجه او باعث می شود تا بیننده به صداقت او شک نکند آنجا که می گوید موقعیت خوبی برایم پیش آمده بود و نباید آنرا از دست می دادم.

فیلساز هیچ گاه در طول فیلم از او سوال نمی کند که آیا از انتخابش پشیمان شده یا نه اما او چند جا به شکلی تلویحی و از روی صداقت اشاره می کند که از عملکرد آنروزش پشیمان نیست چرا که با او به عنوان سربازی که برای وطنش جانفشانی کرده رفتار نشده و مورد تکریم قرار نگرفته اگر چه همیشه به آرمانهایش وفادار مانده است.

فیلمساز سوژه را در موقعیتهای مختلفی قرار می دهد تا نسبت به همه آنچه باید گفته شود اظهار نظر کند و تاکید بر عکسهای گوشی دوزنده بسیار هوشمندانه از سوی مستندساز انتخاب شده چرا که تاثیر بصری عکسها بسیار بیش از بیان و موضع ابوالفضل دوزنده درباره موضوعات اثر دارد.

ابوالفضل می گوید که جوان بوده و تجربه امروز را نداشته اما تاکید می کند که حق گرفتنی است و این عقیده را برگرفته از سخن مولا علی (ع) می داند آنگاه که می گوید کلتی با دو گلوله برداشته و به سراغ مسئولی رفته اما پیش از اینکه بخواهد از آن استفاده کند آن مسئول کارش را راه انداخته است آنجاست که مخاطب حدس می زند حاتمی کیا کاراکتر اصلی فیلم آژانس شیشه ای را از کجا الهام گرفته است.

مستند ۳۳ سال سکوت پا را از این هم فراتر می گذارد و نیاز می بیند به سراغ برخی رفتارهای سیاسیون هم برود و دوربینش را به یکی از تفرجگاههای شاه سابق در منطقه خوش آب و هوای لویزان می برد و با اشاره به ذکر خاطره ای قابل تامل از رئیس جمهور وقت که زمانی به دلیل پیشگویی یک فال گیر چینی آنجا را پناهگاهی امن در برابر زمین لرزه احتمالی پایتخت تشخیص داده و یک روز را به اتفاق خانواده در آنجا اقامت گزیده مخاطب را به درک بهتر ماهیت رفتار و گفتار این رزمنده دفاع مقدس یاری می رساند و یا آنجا که گلایه های او از  رئیس جمهور دیگری که دومرتبه به او رای داده و به واسطه برخی از عملکردهایش از او دلگیر است را بازتاب می دهد تلاش در نشان دادن برخی تناقضهای سپهر سیاست دارد که زمانی دوزنده را مجبور به انتخاب رفتارهای تناقضوار در جریان زندگی اش کرده است و البته اشاره به این مسائل در فیلم قدری سرسری انجام گرفته و می توانست با پرداخت بهتری صورت بگیرد.

دوزنده با وجود پناهندگی سیاسی در کشوری غربی اما تفکیف جالبی میان انقلاب اسلامی و ریشه سالم آن با سیاسیون وظیفه نشناس برقرار می کند و همین مسئله راز مانا بودن اعتقاداتش در غربت غرب طی نزدیک به سه دهه است.

حسین شمقدری پیش از این با ساخت مستند خوب میراث آلبرتا استعداد خود را در روایت بی طرفانه از موضوعاتی که جنبه ملی و انسانی دارد بدون نگاه سیاسی و جناحی نشان داده بود و این بار در مستند ۳۳ سال سکوت اجازه ورود به مسئله ای را یافته که پیش از این تنها ابراهیم حاتمی کیا با پذیرش تمام عواقبش ریسک طرح آنرا با به جان خریده بود و تفاوتش این است که امروز شمقدری با فراغ بال و آسودگی کامل به واکاوی و واشکافی این مسئله می پردازد چرا که انقلاب اسلامی در مرحله بالغ تری قرار دارد ولی طرح این مباحث در زمان ساخت فیلم از کرخه تا راین به مثابه ورود به میدان مین تلقی می شده است.

فیلم از ریتم مناسبی برخوردار است و تا انتها مخاطب را با خود همراه می کند و به اصطلاح هیچ گاه افت نمی کند و با طرح و پیوند مسائلی چون ملاقات پروفسر سمیعی و یا رابطه احساسی دوزنده با برخی چهره های علمی و سیاسی داخل کشور و یا اشاره به جا و ناگهانی به اینکه پسر دوزنده درس طلبگی می خواند به تعلیق محتوایی فیلم کمک می کند.

   پیام اصلی مستند ۳۳ سال سکوت وفاداری یک سرباز انقلاب اسلامی است که جبر زمانه و کج فهمی ها و کم لطفیهای برخی مسئولان وقت باعث نشده به رغم پناهندگی سیاسی در کشوری غربی دست از آرمانهایش بکشد و قلبش همچنان برای اعتلای آنچه برایش خون داده می تپد و فیلمساز خوشبختانه برای بیان این واقعیت به هیچ عنوان به راههای ناصواب برای فریب مخاطب متوسل نشده است.

پاسخ دهید